أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

496

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

مقدّمه ياد كرديم ) و هم از تفسير ابو المحاسن ( ره ) نام برده است ليكن در نقل و اقتباس بناى او بر اخذ از جلاء الاذهان بوده است چنان كه در مقدّمه گفته‌ايم . 4 - بايد دانست چنان كه در مواردى از تعليقات مذكور در ذيل صفحات تصريح كرده‌ايم كه ما در ضبط اعداد كلمات و حروف سور اكتفا بنقل از نسخ دسترس موجوده از تفسير ابو الفتوح ( ره ) كرديم و دقّت و تحقيق در آنها به كار نبرديم زيرا چندان فايدهء بر آن مترتّب نبود و فايده ميتوان گفت همان است كه ابو الفتوح ( ره ) در آخر تفسير خود به آن اشاره كرده به اين عبارت : « جملهء آيات قرآن در عدد بصريان شش هزار و دويست و چهار آيت است . و در عدد مدنيان اوّل شش هزار و دويست و هفده آيت است و در آخر چهارده است ؛ و در عدد كوفيان شش هزار و دويست و سى و شش آيت است ، و جملهء آنچه در مكّه فرود آمده است هشتاد و پنج سوره است بر اختلاف كه ميان راويان است و بمدينه بيست و نه سوره على خلاف ذلك بينهم و عدد سوره‌ها صد و چهارده سوره است و بروايتى از اصحاب صد و دوازده سوره است ، و كلمات قرآن جمله هفتاد هزار و نه هزار و دويست و هفتاد كلمه است و گفتند سى و نه ، و جملهء حروف قرآن سيصد هزار و بيست و سه هزار و پانزده حرف است و تكلّف اين شمردن براى آن كردند تا مردم بر قرآن خواندن حريص باشند كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده است : بكلّ حرف عشرة حسنات و لا اقول الم عشر : حسنات انّما اقول : الف و لام و ميم ثلاثون حسنة » 5 - تشييد پايهء آنچه در مقدّمه ( لج - لز ) نسبت بپارهء روايات ضعيفه ياد شده است . مؤيّد مدّعا و مشيّد مبناى مذكور است اينكه طبرسى ( ره ) ضمن ذكر قصّهء معراج در اوائل سورهء اسراء گفته : « و قد وردت روايات فى قصّة المعراج فى عروج نبيّنا الى السماء و رواها كثير من الصّحابة مثل ابن عبّاس و ابن مسعود و أنس و جابر بن عبد اللّه و حذيفة و عائشة و أمّ هانى و غيرهم عن النبىّ و زاد بعضهم و نقص بعض و تنقسم جملتها إلى أربعة أوجه :